تتر از ۱۴۸ هزار تومان گذشت
به گزارش اقتصادرَوا؛ عبور قیمت تتر از سطح ۱۴۸ هزار تومان و رشد بیش از ۵ درصدی آن در یک روز، بیش از آنکه یک نوسان مقطعی در بازار داراییهای دیجیتال باشد، نشانهای فشرده از شرایطی عمیقتر در اقتصاد ایران است. تتر در فضای اقتصادی کشور، دیگر صرفاً یک استیبلکوین با پشتوانه دلاری نیست؛ بلکه به معیاری برای سنجش انتظارات تورمی، ارزیابی ریسکهای سیاسی و نمایش سطح اعتماد عمومی به سیاستگذار پولی تبدیل شده است. از این منظر، ثبت قلههای جدید در قیمت تتر را باید بهعنوان یک پیام اقتصادی جدی تلقی کرد، نه یک اتفاق حاشیهای.
در اقتصادی که تورم مزمن به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، رفتار فعالان اقتصادی بیش از آنکه تابع دادههای رسمی باشد، مبتنی بر تجربه تاریخی و انتظارات آینده است. رشد مداوم نقدینگی، کسری بودجه ساختاری، ناترازی بانکها و فقدان یک لنگر اسمی معتبر، طی سالهای اخیر باعث شده ذهنیت غالب جامعه به این سمت حرکت کند که کاهش ارزش پول ملی یک روند پایدار است، نه یک انحراف موقت. در چنین شرایطی، هر دارایی که بتواند نقش پناهگاه ارزش را ایفا کند، بهسرعت مورد توجه قرار میگیرد و تتر دقیقاً در همین نقطه قرار دارد.
برخلاف دلار فیزیکی که با محدودیتهای دسترسی، ریسک نگهداری و هزینههای معاملاتی همراه است، تتر امکان نقدشوندگی بالا، انتقال سریع و دور زدن محدودیتهای رسمی را فراهم میکند. همین ویژگیها باعث شده که تتر در ایران کارکردی فراتر از یک ابزار سرمایهگذاری داشته باشد و عملاً به جانشین دیجیتال دلار در معاملات، پسانداز و حتی قیمتگذاری ذهنی تبدیل شود. بنابراین، افزایش قیمت تتر را نمیتوان جدا از ساختار بازار ارز و رفتار سیاستگذار تحلیل کرد.
یکی از عوامل کلیدی در جهش اخیر تتر، تشدید انتظارات تورمی است. حتی در نبود یک شوک اقتصادی مشخص، صرف افزایش نااطمینانی نسبت به آینده سیاستهای اقتصادی، بودجه دولت یا وضعیت روابط خارجی، میتواند باعث فعال شدن تقاضای احتیاطی در بازار ارز شود. این تقاضا الزاماً به معنای خروج فوری سرمایه نیست؛ بلکه تلاشی است برای حفظ قدرت خرید در برابر تورمی که فعالان اقتصادی آن را اجتنابناپذیر میدانند.
در این میان، بازار ارز ایران بهشدت آیندهنگر عمل میکند. قیمتها نه بر اساس وضعیت امروز، بلکه بر مبنای سناریوهای محتمل آینده شکل میگیرند. تجربه سالهای گذشته نشان داده که حتی تأخیر در اصلاحات اقتصادی یا ابهام در تصمیمات کلان، میتواند بهسرعت خود را در نرخ ارز نشان دهد. تتر به دلیل ماهیت لحظهای و شفاف خود، اولین بازاری است که این انتظارات را منعکس میکند.
از سوی دیگر، ساختار چندنرخی ارز در ایران همچنان یکی از ریشههای اصلی بیثباتی است. شکاف میان نرخهای رسمی، نیمایی و بازار آزاد، نهتنها کاهش نیافته، بلکه در بسیاری از دورهها عمیقتر شده است. این وضعیت، انگیزه آربیتراژ و انتقال تقاضا به بازارهای غیررسمی را تقویت میکند. در چنین فضایی، تتر به ابزاری برای عبور از محدودیتها و کاهش هزینههای مبادله تبدیل میشود و طبیعی است که با افزایش فشارهای اقتصادی، تقاضا برای آن رشد کند.
نکته مهم دیگر، نقش اعتماد به سیاستگذار پولی است. در ادبیات اقتصاد پولی، اعتبار بانک مرکزی یکی از عوامل کلیدی در مهار تورم و تثبیت انتظارات است. زمانی که فعالان اقتصادی باور داشته باشند سیاستگذار توان و اراده کنترل تورم را دارد، حتی شوکهای کوتاهمدت نیز اثر محدودی بر بازار ارز خواهند داشت. اما زمانی که این اعتبار تضعیف میشود، بازار مسیر خود را مستقل از روایت رسمی پیش میبرد. جهش قیمت تتر را میتوان نشانهای از همین شکاف میان سیاستهای اعلامی و باور بازار دانست.
برخی تحلیلها تلاش میکنند افزایش قیمت تتر را به تحولات بازار جهانی و سیاستهای فدرال رزرو نسبت دهند. اگرچه قدرت دلار در سطح بینالمللی و نرخهای بهره آمریکا بیتأثیر نیست، اما تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد که عامل تعیینکننده، تحولات داخلی است. حتی در دورههایی که دلار جهانی تضعیف شده، ریال همچنان مسیر کاهش ارزش خود را طی کرده است. این موضوع نشان میدهد که مسأله اصلی، نه قدرت دلار، بلکه ضعف ساختاری پول ملی و اقتصاد داخلی است.
رفتار معاملهگران در این شرایط، ترکیبی از منطق اقتصادی و تجربه زیسته است. ممکن است بخشی از حرکتهای کوتاهمدت ناشی از هیجان یا رفتار گلهای باشد، اما تقلیل کل رالی به هیجان، نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی است. فعالان بازار بهخوبی میدانند که نگهداشتن ریال در بلندمدت، با ریسک از دست رفتن قدرت خرید همراه است و به همین دلیل، حتی اصلاحهای مقطعی در بازار ارز نیز بهعنوان فرصت خرید تلقی میشوند.
ادامهدار شدن رشد قیمت تتر، پیامدهایی فراتر از بازار ارز خواهد داشت. یکی از مهمترین اثرات آن، انتقال سریع انتظارات تورمی به بازار کالا و خدمات است. واردکنندهای که قیمت تتر را در سطوح بالا میبیند، حتی پیش از انجام معامله ارزی، قیمتگذاری خود را بر اساس این سطح جدید تنظیم میکند. این فرآیند، بهصورت خودتقویتکننده عمل کرده و میتواند به افزایش تورم انتظاری و واقعی منجر شود.
علاوه بر این، افزایش جذابیت نگهداری ارز و داراییهای شبهارزی، فشار مضاعفی بر بازار پول وارد میکند. زمانی که بازدهی انتظاری داراییهایی مانند تتر از نرخ سود بانکی پیشی بگیرد، خروج منابع از سیستم بانکی تشدید میشود. این موضوع، ناترازی بانکها را عمیقتر کرده و در نهایت، میتواند به افزایش پایه پولی و تورم بیشتر منجر شود؛ چرخهای که بارها در اقتصاد ایران تکرار شده است.
در مجموع، عبور تتر از ۱۴۸ هزار تومان را باید بهعنوان یک هشدار اقتصادی جدی در نظر گرفت. این حرکت نشان میدهد که بازار، روایت رسمی ثبات را باور نکرده و بر اساس تجربه و انتظارات خود عمل میکند. تا زمانی که ریشههای تورم، نااطمینانی و ضعف سیاست پولی اصلاح نشوند، ثبت قلههای جدید در بازار ارز، حتی با وجود اصلاحهای مقطعی، دور از انتظار نخواهد بود. مسئله اصلی نه رشد قیمت تتر، بلکه کاهش مستمر ارزش پول ملی است؛ واقعیتی که بازار، پیش از هر گزارش رسمی، آن را در قیمتها منعکس میکند.
گزارش از: مهدی شاه جلال الدین، کارشناس بازارهای مالی
