ورود نقره به سبد رسمی سرمایهگذاری
به گزارش اقتصادرَوا؛ گسترش صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر کالا در بازار سرمایه ایران را میتوان یکی از مهمترین تحولات ساختاری سالهای اخیر دانست؛ تحولی که هدف آن تنها معرفی یک ابزار مالی جدید نیست، بلکه تلاش برای بازتعریف مسیر جذب سرمایههای خرد، افزایش عمق بازار و همسویی بیشتر با روندهای جهانی سرمایهگذاری است. اعلام سازمان بورس مبنی بر تعیین سقف ۹۰۰۰ میلیارد ریال به ارزش مبنا برای واحدهای سرمایهگذاری این صندوقها و صدور قریبالوقوع مجوز پذیرهنویسی سه صندوق مبتنی بر فلز نقره، نشان میدهد که سیاستگذار اینبار با نگاهی جدیتر و مقیاسپذیر وارد این حوزه شده است.
بر اساس توضیحات رئیس اداره امور صندوقهای سرمایهگذاری سازمان بورس، از مردادماه امسال اساسنامه و امیدنامه صندوقهای کالایی بهگونهای طراحی و در اختیار متقاضیان قرار گرفته که امکان محاسبه خالص ارزش داراییها بهصورت مجزا برای هر شاخه کالایی فراهم باشد. این تغییر در طراحی، یک گام مهم در سادهسازی ساختار صندوقها محسوب میشود. در مدلهای پیشین، راهاندازی صندوقهای کالایی با پیچیدگیهای حقوقی و عملیاتی متعددی همراه بود که هم هزینه مدیریت را بالا میبرد و هم انعطافپذیری صندوق را کاهش میداد. اما ساختار جدید این امکان را میدهد که هر شاخه کالایی بهصورت مستقل تعریف شود و صندوقها بتوانند با سرعت و هزینه کمتر، متناسب با نیاز بازار توسعه پیدا کنند.
یکی از مهمترین مزایای این رویکرد، کاهش هزینههای راهاندازی و مدیریت صندوقهاست. هزینههای کمتر به معنای کارمزدهای پایینتر و در نهایت بازدهی بالقوه بالاتر برای سرمایهگذار است. علاوه بر این، امکان افزودن شاخههای کالایی جدید بدون نیاز به تغییرات گسترده در ساختار حقوقی صندوق، به مدیران دارایی اجازه میدهد سریعتر به تغییرات بازار واکنش نشان دهند. این انعطافپذیری در بازاری که دائماً تحت تأثیر تحولات جهانی، فناوری و سیاستهای کلان قرار دارد، یک مزیت رقابتی محسوب میشود.
انتخاب فلز نقره بهعنوان محور نخست این توسعه، انتخابی تصادفی نیست. نقره در دهههای گذشته از جایگاه یک فلز زینتی یا ذخیره ارزش صرف فراتر رفته و به یکی از فلزات کلیدی در زنجیره فناوری و صنعت تبدیل شده است. کاربرد گسترده نقره در پنلهای خورشیدی، صنایع الکترونیک، باتریها، تجهیزات پزشکی، صنایع خودروسازی، هوافضا، صنایع دفاعی و حتی نانوتکنولوژی باعث شده تقاضای صنعتی آن بهطور پیوسته رشد کند. این رشد تقاضای صنعتی، نقره را به فلزی تبدیل کرده که قیمت آن نهتنها به متغیرهای پولی و تورمی، بلکه به چرخههای فناوری و صنعتی نیز وابسته است.
از منظر سرمایهگذاری، همین ویژگی دوگانه نقره اهمیت دارد. برخلاف طلا که عمدتاً نقش پناهگاه امن را ایفا میکند و رفتار قیمتی آن بیشتر تابع سیاستهای پولی، نرخ بهره و انتظارات تورمی است، نقره ترکیبی از دارایی سرمایهای و کالای صنعتی محسوب میشود. به همین دلیل، در دورههایی که اقتصاد جهانی وارد فاز رشد فناوری یا توسعه زیرساختهای انرژی پاک میشود، نقره میتواند عملکرد متفاوت و گاه قویتری نسبت به طلا داشته باشد. صندوقهای مبتنی بر نقره این امکان را فراهم میکنند که سرمایهگذاران بدون ورود مستقیم به بازار فیزیکی، از این روندهای بلندمدت بهرهمند شوند.
ساختار صندوقهای کالایی همچنین به مسئله مهمی به نام تنوعبخشی پاسخ میدهد. در اقتصادی که بخش بزرگی از سرمایهگذاریها به بازار سهام یا ارز محدود شده، ابزارهایی که امکان توزیع ریسک را فراهم کنند اهمیت ویژهای دارند. سرمایهگذاری در نقره از طریق صندوق، میتواند همزمان ریسکهای مرتبط با بازار سهام داخلی را کاهش دهد و سرمایهگذار را به تحولات بازارهای جهانی متصل کند. این ویژگی بهویژه برای سرمایهگذاران خرد اهمیت دارد؛ گروهی که دسترسی مستقیم به بازارهای جهانی یا بازار فیزیکی کالاها برایشان دشوار و پرهزینه است.
از منظر سیاستگذاری، توسعه این صندوقها را میتوان تلاشی برای هدایت نقدینگی به مسیرهای شفافتر و مولدتر دانست. بهجای آنکه سرمایههای خرد در بازارهای غیررسمی یا کمشفاف سرگردان شوند، صندوقهای کالایی تحت نظارت سازمان بورس بستری فراهم میکنند که هم شفاف است و هم امکان نظارت مستمر بر جریان سرمایه را ایجاد میکند. این موضوع در بلندمدت میتواند به کاهش فشار نوسانی بر بازارهای ارز و طلا در شکل سنتی آن کمک کند، زیرا بخشی از تقاضا از مسیرهای غیررسمی به ابزارهای مالی رسمی منتقل میشود.
تعیین سقف ۹۰۰۰ میلیارد ریالی برای واحدهای سرمایهگذاری نیز از این منظر قابل توجه است که نشان میدهد سیاستگذار قصد ندارد این ابزار را در مقیاس محدود نگه دارد. این سقف، امکان جذب منابع قابلتوجهی را فراهم میکند و به صندوقها اجازه میدهد نقش معناداری در بازار ایفا کنند. در عین حال، این محدودیت بهعنوان ابزاری برای کنترل ریسک نیز عمل میکند و مانع از رشد بیضابطه صندوقها در مراحل ابتدایی میشود.
صدور مجوز پذیرهنویسی برای سه صندوق توسط شرکتهای سبدگردان مختلف نیز نشانهای از رقابتی بودن این فضاست. حضور چند مدیر دارایی با استراتژیها و رویکردهای متفاوت میتواند به بهبود کیفیت مدیریت، شفافیت عملکرد و در نهایت افزایش اعتماد سرمایهگذاران منجر شود. رقابت میان صندوقها معمولاً به کاهش کارمزدها، بهبود گزارشدهی و نوآوری در استراتژیهای عملیاتی میانجامد؛ عواملی که همگی به نفع بازار سرمایه است.
در نهایت، توسعه صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر نقره را میتوان بخشی از یک روند بزرگتر دانست؛ روندی که در آن بازار سرمایه ایران بهتدریج از تمرکز صرف بر سهام فاصله میگیرد و به سمت تنوع ابزارها و داراییها حرکت میکند. این مسیر، اگر با ثبات مقررات، شفافیت اطلاعاتی و نظارت مؤثر همراه شود، میتواند به افزایش عمق بازار، کاهش رفتارهای هیجانی و همسویی بیشتر با استانداردهای جهانی منجر شود. صندوقهای نقره در این چارچوب، نهفقط یک ابزار جدید، بلکه نمادی از تغییر نگاه به سرمایهگذاری و مدیریت ریسک در بازار سرمایه ایران هستند.
گزارش از: بهنام مهری حسینی، کارشناس بازارهای مالی
