چهارشنبه، 17 دی 1404

بازگشت «سلاح انرژی»؛ وقتی برق، گاز و مواد معدنی به ابزار اجبار ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شوند
15 دی 1404, 14:43
کد خبر: 1399

بازگشت «سلاح انرژی»؛ وقتی برق، گاز و مواد معدنی به ابزار اجبار ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شوند

رقابت قدرت‌های بزرگ و گسست اقتصادی، انرژی را بار دیگر به سلاح ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است؛ از نفت و گاز تا برق و مواد معدنی حیاتی، امنیت انرژی وارد عصر پرریسک جدیدی شده است.

به گزارش اقتصادرَوا؛ جیسون بوردوف و مگان سالیوان در مقالۀ «بازگشت سلاح انرژی: ابزاری قدیمی که خطرات جدیدی می‌آفریند» استدلال می‌کنند که پس از تقریباً پنجاه سال، استفاده از انرژی به عنوان ابزار اجبار ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی در حال بازگشت است و جهان را در آستانة عصر جدیدی از تسلیح انرژی قرار می‌دهد. اگرچه در طول بخش عمده‌ای از دوران مدرن، محدود کردن یا مختل کردن جریان انرژی ابزار مؤثری برای اعمال قدرت جهانی بود - مانند محاصرة نفتی آلمان در جنگ جهانی اول یا تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳ - اما پس از تحریم ۱۹۷۳، این رویکرد کم‌رنگ شد. کشورهای مصرف‌کننده با ایجاد ذخایر استراتژیک (مانند آژانس بین‌المللی انرژی) و آزادسازی بازارهای نفت، انعطاف‌پذیری خود را افزایش دادند. ادغام بازارهای جهانی و تنوع عرضه، به ویژه با انقلاب نفت شیل در آمریکا و گسترش گاز طبیعی مایع (LNG)، باعث شد تا کشورهای پیشرفته نسبت به امنیت انرژی دچار خوش‌بینی و سهل‌انگاری شوند.

دلایل و مظاهر بازگشت سلاح انرژی

امروزه، این سهل‌انگاری با دو روند گسترده به چالش کشیده شده است: اول، احیای رقابت قدرت‌های بزرگ و گسست اقتصادی که انرژی را بار دیگر به ابزاری جذاب برای اجبار تبدیل کرده است؛ و دوم، تحولات قابل توجه در بخش انرژی که فرصت‌های جدیدی برای تسلیح ایجاد می‌کنند.

مصادیق این بازگشت مشهود است: روسیه پس از حملة ۲۰۲۲ به اوکراین، با کاهش تحویل گاز طبیعی به اروپا، بحران انرژی با پیامدهای جهانی ایجاد کرد. چین نیز در مواجهه تجاری با آمریکا، صادرات مواد معدنی حیاتی و عناصر کمیاب خاکی (که برای نیمه‌رساناها، تجهیزات نظامی و انرژی‌های تجدیدپذیر حیاتی هستند) را محدود کرده است. حتی ایالات متحده و برخی متحدانش نیز با استفاده از تعرفه‌ها یا تحریم‌ها علیه خریداران نفت ایران و روسیه، جریان انرژی را سیاسی کرده‌اند.

تشدید خطرات در بازارهای انرژی سنتی

بازگشت سلاح انرژی تنها محدود به دوران رقابت قدرت‌های بزرگ نیست، بلکه با تغییرات ساختاری در بازارها نیز تقویت می‌شود:

• نفت: در سال‌های آتی، بازار نفت ممکن است به طور قابل توجهی متمرکز شود. با کند شدن تولید نفت شیل آمریکا و کاهش اکتشافات جهانی، سهم اوپک از بازار جهانی ممکن است تا سال ۲۰۵۰ به حداقل ۴۰ درصد برسد، سطحی که از دهة ۱۹۷۰ دیده نشده بود. این تمرکز عرضه، نفوذ ژئوپلیتیکی کشورهای تولیدکننده را افزایش داده و آسیب‌پذیری سیستم جهانی در برابر شوک‌های قیمتی، حملات زیرساختی، یا تحریم‌ها را بیشتر می‌کند.

• گاز: اگرچه بازار جهانی LNG در گذشته انعطاف‌پذیری در بازار ایجاد کرد (مثلاً در برابر قطع گاز روسیه توسط اروپا)، اما عرضه در حال تمرکز بیشتر در دست چند تولیدکننده (مانند قطر و آمریکا) است. این امر مسیرهای حیاتی انتقال (مانند تنگه هرمز و سواحل خلیج آمریکا) را به اهداف ژئوپلیتیکی جدید تبدیل می‌کند. همچنین، استفادة دولت آمریکا از اجبار اقتصادی، موجب ایجاد بی‌اعتمادی در میان واردکنندگان انرژی شده که واشنگتن را تأمین‌کننده‌ای قابل اعتماد و غیرسیاسی نمی‌دانند.

ظهور خطرات جدید در مسیر انتقال انرژی پاک

انتقال جهانی به سمت انرژی پاک، یک «شمشیر دو لبه» برای امنیت انرژی است. در حالی که افزایش تولید داخلی برق از منابعی مانند خورشیدی و بادی می‌تواند آسیب‌پذیری در برابر نفت و گاز وارداتی را کاهش دهد، اما این روند خطرات جدیدی را معرفی می‌کند:

• زیرساخت‌های الکتریکی: با افزایش سهم برق در مصرف جهانی (به دلیل هوش مصنوعی، وسایل نقلیه الکتریکی و تهویه مطبوع)، وابستگی به شبکه‌های برق بیشتر می‌شود. واردکنندگان برق نسبت به واردکنندگان نفت آسیب‌پذیرتر هستند، زیرا ذخیره‌سازی استراتژیک برق دشوار است و جایگزین‌های کمتری وجود دارد.

• تسلیح زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی: چین در تأمین مواد اولیه مورد نیاز برای برق‌رسانی گسترده (مانند لیتیوم، نیکل، گرافیت و عناصر کمیاب خاکی) و همچنین در تولید کالاهای نهایی (مانند پنل‌های خورشیدی و باتری‌ها) تسلط قاطع دارد. این تمرکز، پتانسیل چین را برای استفاده از این کالاها به عنوان گروگان‌های سیاسی یا ابزار فشار اقتصادی افزایش می‌دهد، همان‌طور که در محدودیت صادرات عناصر کمیاب به ژاپن و گرافیت به آمریکا دیده شد. با این حال، تسلیح زنجیرة تأمین انرژی پاک برخلاف قطع نفت یا گاز، فوراً منجر به خاموشی یا توقف حرکت خودروها نمی‌شود، بلکه باعث افزایش هزینه‌ها و تأخیر در محصولات ذخیره‌سازی انرژی می‌شود و ساخت ظرفیت تولید در این بخش از نظر جغرافیایی انعطاف‌پذیرتر است.

• حملات سایبری: شبکه‌های برق، به ویژه در دوره‌های اوج تقاضا (ناشی از افزایش برق‌رسانی و آب‌وهوای شدید)، هدف جذابی برای حملات سایبری (مانند نفوذ هکرهای تحت حمایت دولت چین به شبکه‌های حیاتی آمریکا) هستند، زیرا اختلال در آنها می‌تواند آسیب اقتصادی بزرگی به بخش‌های با ارزش افزوده بالا مانند هوش مصنوعی و تولید پیشرفته وارد کند.

راهکارهای سیاست‌گذاری برای امنیت در دوران جدید

در مواجهه با بازگشت سلاح انرژی و گسست بازارها، سیاست‌گذاران باید رویکرد خود به امنیت ملی و انرژی را بازنگری کنند. وابستگی صرف به بازارهای جهانی دیگر کافی نیست. راهکارهای پیشنهادی شامل:

1. کاهش مواجهه و مصرف: امنیت انرژی واقعی مستلزم آن است که کشورها نه تنها بیشتر تولید کنند (مانند نفت و گاز)، بلکه مهم‌تر از آن، کمتر مصرف کنند و کارایی انرژی را افزایش دهند.

2. انتقال سریع به انرژی پاک: حرکت سریع‌تر به سوی منابع انرژی بدون کربن، به ویژه اگر با تنوع‌بخشی زنجیره‌های تأمین همراه باشد، یک شکل قوی از انعطاف‌پذیری در برابر تسلیح انرژی ایجاد می‌کند.

3. تنوع‌بخشی زنجیره تأمین: برای کاهش وابستگی به چین، کشورهای مصرف‌کننده باید سرمایه‌گذاری در تولید داخلی و ساخت ظرفیت فراوری مواد معدنی در مناطقی با تنوع بیشتر (مانند آفریقا و آمریکای لاتین) را تشویق کنند.

4. افزایش تاب‌آوری زیرساخت: باید شبکه‌های برق در برابر حملات مستحکم شوند، مدیریت اوج تقاضا بهبود یابد و حفاظت‌های سایبری تقویت شود.

5. ایجاد ذخایر استراتژیک جدید: مشابه ذخایر استراتژیک نفتی، باید ذخایر اضطراری برای مواد معدنی حیاتی و گاز طبیعی ایجاد و گسترش یابد تا در برابر شوک‌های آینده محافظت کند.

6. نقش فعال دولت: با توجه به عقب‌نشینی از جهانی‌سازی، دولت‌ها باید فعال‌تر عمل کرده و به سرمایه‌گذاری در بخش انرژی روی بیاورند تا آسیب‌پذیری در برابر اجبار را کاهش دهند. البته این حرکت به سمت سرمایه‌داری دولتی مستلزم ایجاد تمهیداتی برای جلوگیری از دخالت سیاسی است.

اگرچه اقدامات لازم برای تقویت امنیت انرژی و ساخت زیرساخت‌های مقاوم ممکن است پرهزینه باشد و منجر به افزایش قیمت‌ها و نقش فعال‌تر دولت شود، اما سیاست‌گذاران باید منابع را به سمت منابع امن‌تر هدایت کنند. تهدید مجدد تسلیح انرژی، انگیزه‌ای قوی برای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در فناوری‌های انرژی پاک و کاهش اتکا به سوخت‌های فسیلی فراهم می‌کند. بدین ترتیب، اهداف حامیان تسلط انرژی و مدافعان محیط‌زیست را همسو می‌سازد. این دوران جدید اجبار ژئوپلیتیکی می‌تواند فرصتی قدرتمند برای تسریع انتقال به یک اقتصاد کم‌کربن و در عین حال امن‌تر ایجاد کند.


گزارش از: امیرحسین مستقل، کارشناس اقتصادی

عکس خوانده نمی‌شود