راهبردهای ناکارآمد در مهار راست پوپولیست اروپا
به گزارش اقتصادرَوا، حزبهای راست پوپولیست در سه قدرت بزرگ اروپای غربی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) به دلیل رکود اقتصادی و کاهش نفوذ جهانی دولتهای کنونی، با سرعت عجیبی در حال کسب قدرت هستند، تا جایی که ممکن است برخی از آنها در انتخاباتهای آتی ایالتی و ملی پیروز شوند. در واکنش به این خیزش، رهبران جریان اصلی اروپا هشدارها و هراسافکنیهای شدید و «آخرالزمانی» را در مورد پیامدهای پیروزی این احزاب مطرح کردهاند؛ از توصیف دولتهایشان به عنوان آخرین امید جریانِ میانه گرفته تا سخن گفتن از خطر جنگ داخلی یا به چالش کشیدن «جوهر» ملت.
با این حال، به نظر میرسد این سبک از هشدارهای شدید محکوم به شکست است. نخست آنکه، این شیوه برای پرت کردن حواس افکار عمومی از ناکامیهای خود رهبران جریان اصلی به کار میرود؛ از جمله ناتوانی در دستیابی به رشد سریع در بریتانیا، شکست برنامههای اصلاحی در آلمان و عقبنشینی از قوانین کلیدی مانند افزایش سن بازنشستگی در فرانسه. اگر سرنوشت اروپا در خطر است، این عدم قاطعیت در انجام اصلاحات ضروری توجیهپذیر نیست.
دوم، تهدیدات مطرح شده فاقد اعتبار کافی هستند. در حالی که برخی دولتهای پوپولیست ممکن است خطرناک باشند (مانند آنچه در مجارستان رخ داد)، اما برخی دیگر عملکردی مشابه سیاستمداران متعارف داشتهاند، نظیر دولت جورجیا ملونی در ایتالیا یا عملکرد شوراهای محلی حزب ریفرم در بریتانیا. به همین دلیل، رأیدهندگان اروپایی این پیشبینیهای فاجعهبار را باور نمیکنند.
راهبرد اهریمنسازی (Demonisation) همچنین به خودزنی منجر میشود. در حالی که نخبگان حاکم، بخش بزرگی از رایدهندگان را متعصب یا کوتهنظر خطاب میکنند، خودشان متکبر و نابردبار به نظر میرسند. این امر در واقع باعث تشویق آن دسته از شهروندانی میشود که مشتاق ایجاد تغییر و دگرگونی در وضعیت موجود هستند. همزمان، برخی از نخبگان (مانند رهبران تجاری فرانسه یا سیاستمداران محافظهکار بریتانیا) در حال برقراری ارتباط با پوپولیستهایی هستند که پیشتر طردشان میکردند که نشان میدهد راهبُرد جریان اصلی از درون دچار تزلزل شده است.
راهکار جایگزین برای جریان اصلی، به جای تمرکز بر شیوه هشداردهنده، باید معطوف به استفاده از فرصتهای باقیمانده تا انتخاباتهای بعدی (که در برخی موارد تا سال ۲۰۲۹ فاصله دارند) برای نظارت و بررسی دقیق وعدههای پوپولیستها باشد.
در حوزه اقتصاد، پوپولیستها طرحهایی چون مقرراتزدایی، کاهش مالیاتها و دولتهای کوچکتر را مطرح میکنند که برای بخش تجاری جذاب است. با این حال، این ایدهها اغلب ناسازگار و مبهم هستند؛ مثلاً حزب رالی ملی در فرانسه زمانی با افزایش سن بازنشستگی مخالفت کرده و همچنان خواستار وضع مالیات بر ثروت است. مهمتر از آن، تمایل این احزاب برای برخورد با اتحادیه اروپا، تهدیدی جدی برای یکپارچگی بازار واحد است که بزرگترین منبع رشد اقتصادی قاره به شمار میرود.
در مورد مسائل اجتماعی مانند مهاجرت، پوپولیستها با تکیه بر نگرانیهای عمومی در مورد خدمات عمومی و تغییر فرهنگ ملی، راهکارهایی را پیشنهاد میکنند که اغلب ناشی از اطلاعات قدیمی و نادرست است (مانند کاهش مهاجرت غیرقانونی در بیشتر کشورهای اروپایی از سال ۲۰۲۳ بهاستثنای بریتانیا). علاوه بر این، استفاده از ادبیات و لفاظیهایی که هدفشان تحقیر مهاجران و درخواست برای اخراج گسترده است، به وضوح نژادپرستانه و بیرحمانه تلقی میشود.
از لحاظ ژئوپلیتیکی، مواضع این احزاب خطرناک است. در دورهای که آمریکا تمایل کمتری به رهبری دفاع جمعی اروپا دارد، پوپولیستها به دنبال تضعیف اتحاد قارهای هستند و تمایل به پیگیری صرف منافع ملی را ترویج میدهند. همچنین، ضعف آنها در برابر حکومتهای خودکامه مانند روسیه و چین یک نگرانی جدی محسوب میشود.
به جای دامن زدن به احساسات و ترس، سیاستمداران جریان اصلی باید وقت خود را صرف بررسی دموکراتیک و موشکافانه این برنامهها کنند تا ضعفها و تناقضات آنها آشکار شود. این رویکرد، در نهایت به نفع کشورها و سلامت دموکراسی خواهد بود.
گزارش از: امیرحسین مستقل، کارشناس اقتصادی
