
نفت، بیتفاوت به جنگ / چرا بازار دیگر هیجانزده نمیشود؟
به گزارش خبرنگار اقتصادرَوا، این یادداشت به بررسی واکنش اخیر بازار جهانی نفت به تشدید تنشها و درگیری در خاورمیانه میپردازد؛ بهویژه در پی تقابل میان اسرائیل، ایران و ایالات متحده. برخلاف روندهای تاریخی، این درگیری منجر به افزایش چشمگیر و پایدار بهای نفت نشد، بلکه پس از جهشی کوتاه، با فروش گسترده و افت قیمت همراه شد. این واکنش نشاندهنده دگرگونی بنیادینی در روانشناسی بازار و تحولات اساسی در پویایی عرضه است.
واکنش سنتی بازار در برابر تحولات اخیر
به طور سنتی، یک قاعده نانوشته در بازار جهانی نفت حکمفرماست: هرگاه در خاورمیانه جنگی درگیرد، قیمت نفت اوج میگیرد. این الگو مبتنی بر این انتظار است که درگیری در منطقهای با ذخایر غنی نفت میتواند عرضه را بهشدت محدود کند و از همین رو، معاملهگران برای مقابله با کمبود احتمالی، به خرید نفت روی میآورند.
با این حال، درگیری اخیر که با حمله اسرائیل به ایران در ۱۳ ژوئن آغاز شد، با پاسخ متقابل ایران ادامه یافت و سپس به حملات هوایی ایالات متحده به تأسیسات هستهای ایران کشیده شد، نشان داد که بازار از این الگو فاصله گرفته است.
زمانی که ایران پایگاهی هوایی در قطر را هدف قرار داد، قیمت نفت نهتنها افزایش نیافت، بلکه برعکس، معاملهگران اقدام به فروش کردند؛ زیرا بهدرستی پیشبینی میکردند که این حملات بیشتر جنبه نمادین دارند و درگیری، کوتاهمدت خواهد بود.
نقش و تمرکز معاملهگران نفت
معاملهگران نفت بازیگران کلیدی در بازارهای مالی هستند که وظیفه اصلی آنان، بهویژه در بحبوحه بحرانهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه (منطقهای که حدود یکچهارم نفت جهان را تأمین میکند)، ارزیابی مستمر ریسکهای ناشی از برهمخوردن تعادل میان عرضه و تقاضای نفت است. آنان برای تحلیل شرایط، از طیفی گسترده از منابع بهره میبرند؛ از جمله اطلاعات منابع باز، شبکههای اجتماعی، الگوریتمهای پیشبینی و دادههای بازارهای مالی.
در جریان درگیری اخیر، تمرکز اصلی و حیاتی معاملهگران بر تنگه هرمز بود؛ گذرگاهی باریک در انتهای خلیج فارس که پهنای آن تنها ۳۳ کیلومتر است و حدود یکچهارم نفت جهان از طریق آن با نفتکشها جابهجا میشود. ترسی که همواره در ذهن معاملهگران وجود دارد آن است که ایران بخواهد این تنگه را مسدود کند؛ رخدادی که میتواند بحران بزرگی در عرضه جهانی نفت ایجاد کند.
عوامل مؤثر بر واکنش آرامتر بازار
واکنش نسبتاً آرام بازار که طی آن، قیمت نفت تنها از محدوده ۶۰ دلار به ۷۰ دلار رسید و به قلههای تاریخی بالای ۱۰۰ دلار (که در تنشهای پیشین خاورمیانه مشاهده شده بود) نزدیک نشد، ناشی از چند عامل کلیدی است:
مازاد عرضه جهانی نفت
از ماه مارس، یعنی چندین ماه پیش از آغاز درگیری، جهان با مازاد عرضه نفت روبهرو بوده است. این مازاد غیرمنتظره از زمانی آغاز شد که اوپک به دلیل پیشبینی افزایش تقاضا، تولید خود را به طور چشمگیری افزایش داد. همزمان، ایالات متحده نیز در حال استخراج نفت با بالاترین سطح تاریخی خود است. این وفور نسبی در عرضه جهانی باعث شده تا معاملهگران نسبت به دسترسی به نفت، آسودگی خاطر بیشتری داشته باشند و در نتیجه، واکنشهای هیجانی و اضطرابآلود معمول نسبت به بیثباتی در خاورمیانه کاهش یابد.
تمرکز بر تنگه هرمز
در چنین شرایطی، معاملهگران این درگیری را تنها از یک زاویه خاص مورد توجه قرار دادند: آیا تنگه هرمز دچار اختلال خواهد شد؟ و اگر آری، این اختلال چه تأثیری بر توازن عرضه و تقاضا خواهد داشت؟ تا زمانی که جریان انتقال نفت از این تنگه حیاتی مختل نشود، دیگر تحولات اگرچه از منظر سیاسی یا نظامی مهم هستند، تأثیر چندانی بر ذهنیت بازار نخواهند داشت.
تفسیر متفاوت از مداخله آمریکا
برخلاف انتظار، هنگامی که ایالات متحده مستقیماً وارد درگیری شد و به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد، بسیاری از معاملهگران نفت این اقدام را نه بهعنوان تشدید بحران، بلکه نشانهای از آغاز کاهش تنش تلقی کردند. منطق آنان این بود که ورود مستقیم آمریکا به میدان، از شکلگیری یک درگیری طولانی و فرسایشی جلوگیری میکند و از همه مهمتر، احتمال بستن تنگه هرمز از سوی ایران را کاهش میدهد.
پیشبینی پاسخ نمادین ایران
معاملهگران با بهرهگیری گسترده از اطلاعات منابع باز، شبکههای اجتماعی و تصاویر ماهوارهای، به تحلیل واکنش احتمالی ایران پرداختند. آنها در تصاویر ماهوارهای مشاهده کردند که باندهای پرواز پایگاههای نظامی آمریکا در قطر، بهویژه پایگاه «العدید» (که میزبان ۱۰ هزار نظامی آمریکایی است) خالی از هواپیما شدهاند. این شواهد موجب شد تا معاملهگران به این نتیجه برسند که هرگونه حمله موشکی ایران به چنین پایگاهی، جنبهای نمادین خواهد داشت و هدف آن نه زیرساختهای نفتی یا مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز، بلکه صرفاً نشان دادن واکنشی محدود و کنترلشده است.
واکنش بازار بهروشنی درستی این ارزیابیها را تأیید کرد. تنها چند دقیقه پس از آنکه ایران موشکهایی به پایگاه هوایی آمریکا شلیک کرد، قیمت نفت شروع به کاهش کرد؛ در عرض ۷ دقیقه، بهای نفت ۳ درصد افت کرد و در طی چند ساعت، این کاهش به بیش از ۷ درصد رسید. این افت سریع و شدید که بیشترین کاهش طی سه سال گذشته بود، بر باور راسخ معاملهگران دلالت داشت: جریان نفت و تنگه هرمز در امان ماندهاند.
چنین واکنش سریعی حاصل تمرکز تحلیلی دقیق معاملهگران و توانایی فناوری در پردازش اطلاعات و اجرای معاملات تقریباً آنی بود. رایانهها، الگوریتمها و دادههای لحظهای، امکان اتخاذ تصمیمهای فوری و واکنش سریع به تحولات را فراهم کردند. حتی پس از آنکه با میانجیگری، آتشبسی میان ایران و اسرائیل برقرار شد، قیمت نفت از سطح پیش از درگیری نیز پایینتر آمد؛ نشانهای روشن از اطمینان بازار به روند کاهش تنش، هرچند که برخی مخاطرات همچنان باقی بودند.
تحول در روانشناسی بازار و روندهای آتی
درگیری اخیر گویای دگرگونی چشمگیری در روانشناسی بازار نفت است. پس از جنگ روسیه به اوکراین، بازار شاهد جهشهای پایدار قیمتی بود و این رخداد به بازآرایی اساسی در جریانهای جهانی انرژی انجامید. اما رویدادهای ژئوپلیتیکی اخیر عمدتاً با افزایش اولیه و گذرا قیمت همراه شدند و سپس با افت شدید و فروش گسترده ادامه یافتند. دلیل اصلی این تغییر نگرش آن است که بازار اکنون این وقایع را کوتاهمدت، محدود و فاقد ظرفیت برای ایجاد اختلالات بلندمدت میداند.
ریشه این دگرگونی در وفور کنونی عرضه جهانی نفت و نیز برداشت فزاینده از کند شدن رشد تقاضا نهفته است؛ بهویژه در پی گسترش سریع خودروهای برقی، بهخصوص در چین. بازار از وضعیتی متعادل به سمتی حرکت کرده است که بسیاری از تحلیلگران انتظار مازاد عرضه را دارند، بهویژه در ماههای پایانی سال.
علاوه بر این، این رویداد بار دیگر نشان داد که معاملهگران نفت بیش از پیش به فناوریهای پیشرفته و منابع اطلاعاتی متنوع تکیه دارند. فراتر از شبکههای اجتماعی و تصاویر ماهوارهای، شرکتهای بازرگانی نفت به طور فزایندهای در مدلهای پیشبینی آبوهوا با کمک هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند تا نوسانات احتمالی تقاضای انرژی را پیشبینی کنند. این جعبهابزار تحلیلی پیشرفته به آنان امکان میدهد در مواجهه با تحولات ژئوپلیتیکی، تصمیمهایی دقیقتر و سریعتر اتخاذ کنند.
گزارش از: امیرحسین مستقل، کارشناس اقتصادی